28 فروردین 1405

در انتظار

در انتظار

آن ماه چهره که جان خاک پای اوست
هرجا که هست دلم در هوای اوست

پوشیده صورت اگر در نقاب قهر
دیگر چرا پس پرده صدای اوست؟

گویی ز نرگس جانان شکفته است
کین شیوه، شیوۀ نرگس نمای اوست

نقشی نمانده در آیینۀ خیال
در خون نشسته دو چشمم به پای اوست

دردی مگر دل بی رونق مراست؟
کین خانه سوزی هجران دوای اوست؟

در رهگذار عمر مانده ام غریب
کی آید آنکه دلم آشنای اوست؟

جز اشک غم که بریزم در انتظار
هستی ندارم و این هم فدای اوست

 

نیمه شعبان، قم، ۱۳۶۶

 

    اولین دیدگاه را شما بنویسید

ارسال دیدگاه