دسیسۀ تاریخی کردن عاشورا

در گذر تاریخ، تجربه نشان داده است که برخی جریان ها یا افراد، جامعه شیعه را با دسیسه های فکری به تاریخی دیدن حماسه عاشورا وا می دارند و پس از خنثی سازی جریان عزاداری از عنصر «زمان آگاهی» و «زنده بودن»؛ بر آن می تازند و شیعه عزادار و سوگوار حماسه حسینی را به کهنه گرایی و عقب گردی و تاریخی گرایی، متهم می کنند.
یک نمونه تاریخی روشن از این گونه ماجراهای پیچیده و طراحی گول زننده را در داستان شاعر غریب حلب در مثنوی می شود مطالعه کرد.

داستان مثنوی در قالب «تشبیه مغفلی که عمر ضایع کند…» به عزاداری شیعهٔ اهل حلب پرداخته که همه ساله در ایام عاشورا به دروازهٔ انطاکیه یعنی آنکارا به سوگواری و نوحه سرایی مشغول می شدند، سپس از زبان شاعری غریب که تازه در طی سفر خود به شهر شیعه نشین حلب رسیده است در باره علت و سبب ماجرای سوگواری عظیم مردم شهر می پرسد که «این غریو چه تعزیه است؟» و چون پاسخ می شنود که عزای حسین بن علی است، بی درنگ به شیعیان سوگوار اعتراض می کند که این رفتار ناموجه شما و عزاداری مذهبی تان، حاصل گذشته گرایی و خواب ماندن در تاریخ است.
گفت: آری، لیک کو دور یزید؟
کی بدست این غم؟ چه دیر اینجا رسید

چشم کوران آن خسارت را بدید
گوش کرّان آن حکایت را شنید

خفته بودستید تا اکنون شما؟
که کنون جامه دریدیت از عزا؟

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان
زانک بد مرگیست این خواب گران

داستان مثنوی، در حقیقت قصۀ مکرری است که هزاران بار در تاریخ توسط مخالفان بزرگداشت حماسه کربلای حسینی تکرار شده و خواهد گشت. دو گروه منتقدان عاشورا و مخالفان متعصب، پا بپای هم و به بهانۀ عدم شناخت زمان یا بی ارتباط بودن با زمان حال و جهان معاصر و… بر سوگوارۀ عاشورایی شیعه، همواره خواهند تاخت و پیوسته، ارج‌گذاری آن حماسۀ بزرگ از سوی مردم را به تازیانۀ تاریخی‌گری و غیر عصری بودن، خواهند نواخت.
تنها مانع آنان در مسیر چنین تخریبی، زنده نگاهداشتن محتوای حماسۀ عاشوراست که با زنده دیدن اهداف عاشورا و مکرر دانستن حماسه کربلا و عاشورا در هر مکان و هر روز از تاریخ بشر، امکان پذیر می شود. تهی کردن محتوای محرم از ستیز با ظالمان و خونخواران و مستکبران معاصر، یعنی زمینه سازی برای خرده‌گیران بر عاشورای شیعه و کمک به خنثی سازی انفجار قدرتمند حماسه عاشورای حسین(ع) در پایگاه‌های کفر و ظلم که اکنون جهانی را به بردگی و استضعاف کشیده‌اند.

✍ حسین انصاری
@menbar_ansari

    اولین دیدگاه را شما بنویسید

ارسال دیدگاه