چراغ‌ خیابان

در این قبیلۀ آگاهی،
و در مصاف هر چه تباهی،
دلم روشن است،
به مردانی؛
که گرداگرد مرا،
دشت در دشت،
کوه تا کوه،
از شکوه شجاعت،
انباشته‌اند.

و زنانِ واقعیِ سرزمینم،
در آنجا،
ستاره های پوشیده قامتی هستند،
که صدها شب‌ است،
شعله‌افروخته،
در برابر تندبادها،
در خیابان بی پایان شهر،
بسی، روشن‌تر از روشن،
ایستاده اند؛
تا آخر آزادی،
تا اوج خدا،
و تا انتهای تاریخ.

سرکان، ۱۱ آبان ۱۴۰۵

    اولین دیدگاه را شما بنویسید

ارسال دیدگاه