منبرهای شهریور ماه ۱۳۹۱

نگارش در تاریخ ۸ شهریور ۱۳۹۱ | ارسال شده در بخش اطلاع رسانی | هیچ نظری

 

بلوار جمهوری

نشانی: یزد- بلوار جمهوری- کوچۀ جنب کارخانه افشار- منزل آقای چهرآزاد

هشتم تا هفدهم مرداد ماه (به مدت ده شب)

از ساعت: نه و نیم تا ده و پانزده دقیقه

موضوع: بررسی عوامل سستی پایبندی به احکام دینی در جامعه (از منظر منطقی و دینی)

 

چکیده: (شب اول: آموزه های دینی به سه بخش  تقسیم می شود. ۱- معارف دین که به موضوعاتی چون خدا، صفات خدا، هستی شناسی، جهان بینی، آفرینش، کیهان شناسی، و…می پردازد. ۲- اخلاقیات دین که به بایسته و نبایسته های اخلاقی مربوط می شود. ۳- احکام دین که مجموعه ای از عبادات و عقود و ایقاعات را شامل می شود. موضوع اصلی بخث ما به بخش سوم مربوط می شود…اکنون پرسش این است که چه عواملی سبب می شود تا پایبندی و التزام به احکام دینی در چامعه سست شود؟ )

(شب دوم: قبل از هر گونه پاسخگویی به پرسش پیشین، باید یادآوری کرد که گاهی پاسخ هایی به صورت عمومی بر زبان و ذهن مردم عوام در جامعه دینی می رود که نه تنها پاسخی به این گونه پرسش ها نیست، بلکه نشان از بی دقتی و سطحی نگری مردم متدین و یا رهبران دینی در این جوامع نیز هست. برای نمونه در بسیاری از اوقات عدم پایبندی به احکام دینی را که در جوانان و نسل های نو بیشتر دیده می شود به روزگار مربوط می کنند. تعبیر هایی چون “روزگار خراب شده است” یا “زمانۀ بدی است” یا “عصر بی ایمانی است”؛ همه جواب هایی نادرست و بلکه گمراه کننده و زیانبار است. این پاسخ ها ریشه در خرافه پسندی داشته و از خردمندی به دور است. امام رضاع از عبدالمطلب ابیاتی را خوانده اند که مضمون دو بیت آن چنین است: “همۀ مردم روزگار را سرزنش می کنند و عیب می تهند، با آن که روزگار جز ما مردمان، عیبی ندارد. ما روزگار را زشت می خوانیم با این که زشتی ها در ماست. اگر روزگار زبان باز کند همۀ ما را هجو خواهد کرد.)

(شب سوم: نخستین عامل را باید در نا آگاهی از آموزه های دینی جستجو کرد. این ناآگاهی به نوبۀ خود به دو دسته تقسیم می شود؛ نا آگاهی ساده که بی اطلاعی از صورت سادۀ احکام دینی است. این نوع از نا آگاهی در قشرهای محروم و مردمان تهیدست بسیار به چشم می خورد. نوع دوم را ناآگاهی از عمق و ژرفای احکام سبب می شود. یعنی مردم دیندار با احکامی چون نماز و روزه و عفاف و امز به معروف و…آشنا هستند و از واجب لودن یا حرام بودن آن مطلع اند اما با فلسفه و چرایی و دلایل آن ها نا آشنا بوده و بلکه دچار شبهه اند. بی اطلاغی از علل احکام نیز نوعی ناآگاهی از حقیقت آموزه های دین به شمار می رود که پای بندی به مسائل دینی را تهدید و تخریب می کند. برخی از آثار این نوع از ناآگاهی ها عبارتند از: الف؛ ناپایداری بر موضوعات دینی. به تعبیر قرآن که معلم موسی ع به او گفت: “وکیف تصبر علی ما لم تحط به خبرا” تو چگونه بر چیزی که بر آن وقوف نداری و آن را فرانگرفته ای پایداری و صبر خواهی کرد؟)

(شب چهارم: ب؛ دشمنی ناخواسته با احکام دین، اثر دومی است که بر ناآگاهی از محتوا و اهداف دستورهای دین تکیه دارد. به تعبیر امام علی(ع) الناس اعداء ما جهلوا؛ “آدم ها با چیزهایی که نمی شناسند، دشمنی می کنند.” جهالت به عمق و هدف احکام دین می تواند به دشمنی با فرمان های دینی بیانجامد. برخی از آنان که با عقد موقت و یا مخلل در طلاق و یا پوشش اسلامی و یا حتی استنشاق و مضمضه کردن آب در بینی و دهان به هنگام وضو و…از در تمسخر درآمدند، از سر نا آگاهی به عمق، ارزش و هدف این گونه احکام بوده است. در تاریخ معاصر کشور ما و برخی از جوامع دیگر شواهدی بر این ادعا می توان ارائه کرد. در کشور ما چند دهه پیش تر احکام اسلامی در ذهن نسل جوان بی اهمیت شده بود. با تلاش پاره ای از شخصیت های حوزه و دانشگاه، کسانی چون آیت الله طالقانی، دکتر علی شریعتی، دکتر بهشتی و مهندس بازرگان و شهید مطهری نسل تازه با عمق مسائل و آموزه های دینی دوباره آشنایی یافت و به این سبب رویکردی تازه و قوی از سوی همین نسل به دین را ماشاهد بودیم. در جامعۀ امریکا نیز به دلیل وجود شخصیت هایی که آشنایی خوبی با مسیحیت داشته و در صدد توجیه پذیر کردن مفاهیم دینی خود با علم و تفکر بشری برآمده اند، رویکرد خوبی نسبت به دین مشاهده می شود. آمارها حاکی از آن است که بیش از هفتاد در صد مردم امریکا مدهبی اند. وجود شخصیت های متفکری با سابقۀ کلیسایی و یا دانشگاهی و نوشته ها و افکار آنان در وجود چنین حس مذهبی قابل انکار نیست. روانشناس مشهور ویلیام جیمز و فیلسوف لیبرالیست جان رالز نمونه های خوبی برای این حقیقت اند.)

 

یک نظر بگذارید