منبرهای تیرماه ۱۴۰۱

نگارش در تاریخ ۵ مرداد ۱۴۰۱ | ارسال شده در بخش منبرها | هیچ نظری

_____________
◀️ سخنرانی

💠 مجلس سالانه ذکر اهل بیت(ع) به نیت درگذشتگان
◀️ یزد، بلوار جمهوری، کوچه نسیم، منزل حاج آقا میرحسینی
از سه‌شنبه ۳۱ تا پنجشنبه ۲ تیرماه ۱۴۰۱

💠 ساعت ۲۱:۳۰ تا ۲۲:۱۵

💠 موضوع:
سیر مطالعاتی تفسیر قرآن کریم بر مبانی مذهب

☘☘☘
موضوع منبر سال ۹۵:
دیده‌شدن در قرآن

موضوع منبر سال ۹۶:
جاذبه‌ه‌ای اجتماعی قرآن

موضوع منبر سال ۹۷:
به روز رسانی اخلاق دینی

موضوع منبر سال ۹۸:
تاملی پیرامون دوگانه ی غلو و تقصیر

_____________

۱۴۰۱/۳/۳۱ مجلس آقای میرحسینی
موضوع: سیر مطالعاتی تفسیر قرآن کریم بر مبانی مذهب

با صلوات بر محمد و آل محمد و عرض ادب و احترام خدمت جناب حجت الاسلام انصاری.
در سال‌های گذشته مباحث متعددی خدمت دوستان عرض شد در سال ۹۸ آخرین بحثی که در این جلسه درباره آن صحبت شد مبحث غلو و تقصیر بود. مبحث غلوّ و تقصیر در مجالس مذهبی، در بعضی از استان‌ها بحث داغی شده است به جهت اینکه بعضی مجالس اهل بیت گرفتار غلو میشوند. و خدا را شاکریم بحث‌هایی مطرح کرده‌ایم  که قبل از این راهگشا بوده است. امسال و در این   مجلس راجع به موضوع سیر مطالعاتی تفسیر در مبانی مذهب حرف می‌زنیم. تشیع و مذهب حق تشیع و شیعه بهترین معلمان  به لحاظ مربیان تربیتی داشته اند.  هیچ مذهبی از مذاهب اسلام و هیچ دینی از مکاتب زمینی و آسمانی به لحاظ مربیان و تربیت کنندگان نفوس و ایمان و عقیده به اندازه مذهب شیعه دوازده امامی قوی نیست. مذهب اهل سنت چیزی ندارد از علی استفاده نکرده است و به فقه مالکی و حنبلی چسبیده اند و کار به فقه اهل بیت ندارند. در این جلسات  بر آن هستیم تا در مبانی این مذهب قوی و حق تشیع حرف بزنیم.
سیر مطالعاتی اصطلاحاً به آن روالی گفته می‌شود که در ارتباط با مطالعۀ یک اندیشه و یا یک تفکر در پیش گرفته میشود. مطالعه باید برنامه وار باشد و برنامه دار و مطالعۀ برنامه دار بهتر از بی برنامه است. در سیر مطالعاتی و در ادامۀ برنامه داشتن سعی بر این باشد که از یک نقطه شروع شود و به یک نقطه دیگر برسد که این رسیدن باید هدفدار باشد. به طور مثال برای آشنایی با تاریخ اسلام باید دانست مقدمات کدام است؟ کتاب های پیش نیاز کدام است؟ تا به کجا باید برسد؟ و چگونه طبقه بندی می شود؟
بهترین سیر مطالعاتی مقصد و هدف را مشخص میکند بحث جناب استاد انصاری سیر مطالعاتی تفسیر بر  مبانی مذهب است یعنی از کجا شروع کنیم؟  به چه درجه از آگاهی برسیم که  در مبانی مذهب تشیع هم باشد.  امروزه در جامعه، مطالعه و تفکر دربارۀ کتاب های تفسیر قرآن نمره بسیار پایینی دارد، اولین تلاش برای خواندن و شنیدن بسیار کم است. حضرت علی علیه السلام فرمود: روزگاری خواهد آمد در آخر الزمان که هیچ کالایی به اندازه قرآن بازارش کساد نیست (به همین جهت از محضر قرآن خجالت میکشیم) آن هم کتابی که ریسمان آویخته از آسمان به زمین است. یک حلقه و دستگیره که با خدا ارتباط برقرار کنیم و آن هم کتاب قرآن است. و در جایی دیگر فرمودند: اگر همه خلق از راهی رفتند و آن راه پسندیده نبود تو به راه حق برو، ملتزم جماعت حق باشید اگرچه اندک باشد. عزت در دنیا از آنِ کسی است که جماعت حق را همراهی کند.
امروزه باید نگران جلسات قرآنی باشیم در قرآن کریم میفرماید دوتایی و تنهایی برای خدا قیام کنید پس نباید نگران خالی شدن مساجد و جلسات باشیم بلکه باید نگران خالی شدن جلسات قرآنی باشیم. ای بسا کثرت ها و شلوغی ها که گوش فلک را کر کرده اما یک جو حقیقت در آن وجود ندارد و خوش به حال مجالس  اولیای خدا که سر و صدا ندارد. آنچه گفته شد بخش اول از مبحث مورد نظر بود و اما بخش دوم این است که در این جامعه کسانی که بخواهند تفسیر کار کنند و کم هستند چگونه تفسیر می خوانند؟آیا مبنا بر این است که با تفسیر ساده شروع کنید و دنبال سادگی تفسیر بگردید؟
ناگفته نماند وقتی برای برنامه سیری نداریم گرفتار می شویم باید حتی برای تفسیر قرآن نیز سیر مشخص مطالعاتی را دنبال کنیم. امام صادق علیه السلام، سیدالشهدا(ع) و امیرالمومنین(ع) روایت کردند در کتاب جامع الاخبار از محمد بن محمد سبزواری قرن پنجم و از این روایت در بحار نیز آمده است، همچنین در اول تفسیر فیض کاشانی، کتاب صافی که تفسیر بسیار محملی است و علیرضا برازش ترجمۀ آن را انجام داده است همچنین در تفسیر مرآه الانوار مقدمه‌ای بر تفسیر بحرانی به کار گرفته می شود که این حدیث آمده است:«إنّ کتابَ اللّه ِ على أربَعهِ أشیاءَ : علَى العِبارَهِ ، و الإشارَهِ ، و اللَّطائفِ ، و الحَقائقِ . فالعِبارَهُ للعَوامِّ ، و الإشارَهُ للخَواصِّ ، و اللَّطائفُ للأولیاءِ ، و الحقائقُ للأنبیاءِ .
: کتاب خداوند بر چهار چیز است: عبارت [ظاهر]، اشاره، لطایف و حقایق. عبارت براى عامه مردم است، اشاره براى خواصّ، لطایف براى اولیا و حقایق براى انبیا[ جامع الأخبار: ١١۶، بحار الأنوار، ٩٢: ٢٠ ح ١٨، عوالی اللئالی ۴: ١٠۵ ح ۱۵۵ وفیه]  در قسمت اول این حدیث مانند انما یرید الله و عبارت پردازی قرآن و جمله هاست. دوم اشاره است. این آیات قرآن که عبارت است در آن اشاراتی است. برای عباراتی اشارات در این کتاب مهم است. مبنای سوم  کتاب خدا، لطایف است و لطایف یعنی سخنانی که نازک است و هم پنهان و لطایف از لطف است مانند عبارت یا لطیف ارحم عبدک الضعیف. این لطفی خدایی که مهر و محبت دارد و نازک است. مبنای چهارم حقایق است. حقیقت خیلی سنگین است.

کمیل به امیرالمومنین(ع) فرمود: آقا جان برایم بیان کنید حقایق چیست؟ حضرت فرمود که تو را به چه به حقیقت؟ آخرین معرفت، حقیقت می شود. در ادامۀ حدیث آمده است که این عبارت قرآن برای اقوام است. اشاره در قرآن برای خواص است. آن لطایف و نازک کاری های پر از مهر و محبت خداوند، حال اولیای خداست. در سخن امام صادق و امام حسین و همچنین حضرت علی ، در این روایت سیر مطالعاتی قرآن، مشخص شده است، از عبارات به اشارات و از اشارات به علت های رسیدن به حقایق و این یک سیر است برای رسیدن به تفسیر قرآن کریم. در جلسه بعد در مورد آن بیشتر صحبت می شود(نیازمند ویرایش)

_____________

۱۴۰۱/۴/۱ منزل آقای میرحسینی
موضوع: سیر مطالعاتی تفسیر قرآن کریم بر مبانی مذهب

با صلوات بر محمد و آل محمد و درود فراوان خدمت جناب حجت الاسلام انصاری.
در جلسه گذشته، بحثی پیرامون  حدیثی از حضرت علی علیه السلام و سید الشهدا و امام جعفر صادق علیه السلام بیان شد.  در این حدیث به سیر مطالعاتی تفسیر قرآن کریم اشاره شد. امروزه اکثریت با تفسیر قرآن کاری ندارند، نه تنها سیر مطالعاتی تفسیر قرآن بلکه توجه و اهمیت به آن نیز بسیار کم رنگ شده است. جناب استاد خرمشاهی در یکی از مقالات شان مطالب خود را با این داستان شروع میکنند؛ در ابتدای مقاله نوشته شده بود؛ در خبرگزاری های رسمی در یک مکان باستانی، باستان شناسان به گنجینه‌ای دست پیدا کردند که نامه ای در آن هست که راجع به آینده و تاریخ بشر مطالب زیادی وجود دارد و در ساعتی مشخص آن نامه ای که در آن گذاشته شده است، خوانده می شود. محتوای این مطلب و این نامه که دربارۀ تاریخ آینده بشریت است، غلغله ای در بین جوامع بشری ایجاد می کند که توجه بسیاری را به خود جلب می‌کند، اما در برابر کتاب خدای متعال که کتابی سراسر حکمت و پند و اندرز است و سرنوشت بشر از اول تا آخر در آن گفته شده است و چیزی کم و زیاد نشده است، اهمیتی قائل نیستند اما یک سنگ نوشته در مصر و یا در یک مکان باستانی چه ارزش و اهمیتی دارد که فکر بشر امروز را به خود مشغول کرده است ولی از کتاب خدای متعال که راه و چاه و سرنوشت و آینده را  بیان می کند غافل شده است و امروزه اکثریت با قرآن بیگانه هستند.
در حدیثی که بیان شد، علی العباره یعنی مردمی که عموم جامعه هستند و با عبارات و ظاهر جملات کار دارند و این قسمت از تفسیر قرآن شامل حال این مردم است. مردمی که به ظاهر عبارات قرآن رجوع کرده و با آن سر و کار دارند به طور مثال در این آیه برای عوام جامعه دربارۀ غیبت بیان شده است و معنای ظاهری آیه مد نظر است، هر چند بعد از گذشت هزار و چهارصد سال هنوز غیبت در جامعه وجود دارد و مردم به این معنی ظاهر ی نیز توجه نکرده‌اند :
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ۖ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضًا ۚ أَیُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکَرِهْتُمُوهُ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ. ای اهل ایمان، از بسیار پندارها در حق یکدیگر اجتناب کنید که برخی ظنّ و پندارها معصیت است و نیز هرگز (از حال درونی هم) تجسس مکنید و غیبت یکدیگر روا مدارید، هیچ یک از شما آیا دوست می‌دارد که گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته کراهت و نفرت از آن دارید (پس بدانید که مثل غیبت مؤمن به حقیقت همین است) و از خدا پروا کنید، که خدا بسیار توبه پذیر و مهربان است».( حجرات/۱۲،ترجمه: الهی قمشه‌ای)
در سیر مطالعاتی تفسیر قرآن کریم، ابتدا جامعه و مردم با ظاهر عبارات و جملات قرآن سرکار دارند به طور مثال در این آیه به غیبت به عنوان یک گناه اشاره شده است ولی با گذر ۱۴۰۰ سال از هجرت پیامبر هنوز غیبت در بین مسلمانان به طور فراوان به چشم می خورد. می‌بینیم که در سیر مطالعات تفسیر قرآن حتی به سطح عمومی و عوام هم نرسیده‌ایم. در عبارات دیگری از قرآن نیز به همین نحو است. حتی به ظاهر قرآن، به ظاهر ترجمه‌ها و معانی آن دست نیافته و معنی و معانی عبارات از سطح عمومی و عوام فراتر نرفته است. هنوز نتوانسته ایم سطح عوامانه جامعه را با آیات قرآن همراه کنیم و به تعبیر این سه معصوم، در این روایت هنوز سطح عمومی درک از قرآن را در نیافته ایم.
همچنین در بسیاری از آیات و عبارات قرآن که برای درک عموم جامعه است و مبنای جمله های قرآن و معنای آیات قرآن که برای استفاده از عوام هستند، با کمی دقت درمی‌یابیم که هنوز در سیر مطالعاتی قرآن به درک درستی از ظاهر نیز نرسیده‌ایم.(نیازمند ویرایش)

_____________

۱۴۰۱/۴/۲ منزل آقای میرحسینی
موضوع: سیر مطالعاتی تفسیر قرآن کریم بر مبانی مذهب.

با صلوات بر محمد و آل محمد و توفیقات روز افزون برای جناب حجت الاسلام انصاری.
موضوعی که جناب استاد بیان کردند و در جلسات گذشته به آن پرداختند، سیر مطالعاتی تفسیر بر مبانی مذهب بود که در دو بخش بیان شد، دربخش دوم گفته شد که سیر مطالعاتی برنامه ای است که انسان را پله پله پیش ببرد و در این بخش پاره‌ای از حواشی مطرح شد، از جمله آن که جامعه به مسائل قرآنی و به تفسیر های قرآنی بها نمی‌دهد و حسابی باز نمیکند. عوام جامعه با تفسیر درست آشنا نیستند و در برابر تفسیر ازدرگاه معرفتی وارد نشده اند. نسل جوان با قرآن بیگانه است و با کوچکترین شبهاتی در برابر قرآن و تفسیر آن موضع می‌گیرند و  تفسیر قرآن دیگر در جامعه معنایی ندارد در  حالیکه قرآن به معنای خواندن است. با توجه به این معنی و تفسیر آن در جامعه بسیار کمرنگ شده است در حالی که قرآن یعنی خواندن و مطالب خواندنی اما این کتاب مقدس مهجور گشته و از نخواندنی‌ترین کتاب‌ها شده است. استقبالی که در جامعه علمی در کشور ایران نسبت به آگاهی به قرآن و تفاسیر آن می‌شود و همچنین علاقه مندی بخش تحصیل کرده جامعه به صورت داوطلبانه برای شناخت قرآن بسیار ضعیف است در حالی که در کشورهای غربی غیر مسلمان و  در جوامع علمی این کشورها این چراغ به صورت داوطلبانه روشن تر است و به مطالب و کتاب های اسلام و نوشته های اسلامی توجه بیشتری می شود. بودن ما در جامعۀ اسلامی مانند قرار گرفتن ماهی درون آب است که تا از آن بیرون نشود، نمی فهمدچه نعمتی را از دست داده است و همچنین افراد نمی‌دانند  که این کتاب با جان و روح آدمی چه می کند. آنچه تاکنون گفته شد مقدمه بحث بود اما مسئله مهم بررسی سیر مطالعاتی و توضیحاتی درباره آن از حدیثی است از سه معصوم که فرمودند کتاب خدا بر چهار چیز بنا شده است: عبارت، اشارات، لطایف، حقایق. در این حدیث عوام یعنی عموم جامعه و این عبارت برای همه است و سطح اول در آیات خداست عبارت برای عموم جامعه است و همه باید استفاده کنند اما سطحی است که همه با هر زبانی می توانند این جملات را بفهمند. در عبارات بعضی بزرگان به غلط متاسفانه دچار اشتباهاتی شده اند از جمله در مثنوی که میگوید؛ این پوست قرآن است و ما  ز قرآن مغز را برداشتیم در حالی که آنچه که او می گوید پوست همان عبارت است. ائمه فرمودند العباره العوام به طور مثال در آیه:«الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ. آنها که هر گاه مصیبتی به ایشان می‌رسد، می‌گویند: «ما از آنِ خدائیم؛ و به سوی او بازمی‌گردیم!»(بقره/۱۵۶،ترجمه: مکارم شیرازی)
کسانی که مصیبت به آنها وارد می شود می‌گویند ما همه از خداییم وبه سوی خدا برمی گردیم، این تعبیر قرآن است پس نمی‌توان گفت پوست است و یا در عبارت:«حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ. خدا ما را کافی است؛ و او بهترین حامی ماست.»( آل عمران/۱۷۳،ترجمه: مکارم شیرازی).
خدا ما را بهترین کفایت است. این نیز تعبیری قابل فهم و عمومی برای عوام است و نمی‌توان آن را پوستی در نظر گرفت که مغز درون آن است.
دوم اشارات است در این حدیث فرمودند اشارات اول خواص است یعنی آنهایی که جزء خاص هستند. آدمهای ویژه که در حالت خاصی مرتبط هستند. اگر یک خانواده را در نظر بگیریم که اعضای خانواده نسبت به مسائل درون خانواده بیشتر از همسایه خبر دارند حال آنکه در این خانواده چند فرزند هستند اما ارتباط هر فرزند با پدر و مادر یکسان نیست گاه پیش آمده که ارتباط یک فرزند با پدر و مادر به گونه ای دیگر و نوعی دیگر است به همین تمثیل ارتباط با اولیای خدا نیز همین‌گونه است و دارای مراتب و مواردی است و به هر اندازه از سطح جامعه درآید و بیشتر به معنویات برود،افراد اشارات را بهتر می فهمند برای نمونه در آیه شریفه خداوند میفرماید:«مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ۖ.هر کس کار نیکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد» (انعام/۱۶۰،ترجمه: مکارم شیرازی )  این عبارت و اشارت به آن، اینجاست که آیه قرآن فرمود من جاء بالحسنه یعنی هر کس با حسنه بیاید هر کس حسنه انجام داددو عبارت مجزا هستند و این دو با یکدیگر متفاوت است .گاهی پیش می آید که انسان کار خیر را انجام می دهد ولی اینکه آیا این کار خیر را تا دم گور با خود می آورد مهم است. در این آیه آوردن شرط است در سخن امام جعفر صادق(ع)  این اشارات بیان شده است یعنی با این مضامین همنشینی کنید تا به خواص برسید.  نمونه دوم در سوره حمد بعد از بسم الله در الحمدلله رب العالمین رحمان و رحیم بودن خداوند دوباره تکرار میشود و این اشاره دارد پس از آن مالک یوم الدین می آید و سپس می گوید ایاک نعبد و ایاک نستعین.(نیازمند ویرایش)

_____________

◀️ سخنرانی

مجلس روضه خوانی حضرت سیدالشهداء(ع)
به مناسبت درگذشت مرحوم حاج رضا حیدری

◀️ میبد، شهیدیه (شورُک)، خیابان ولی عصر (عج) ، مسجد خواجه خضر (بین شهدای ۷ و ۸)

جمعه ۳ تیرماه ۱۴۰۱

💠 ساعت ۲۱:۳۰ تا ۲۲:۱۰

💠 موضوع:
مرگ اندیشی، گشایش افق های تازه

_____________

۱۴۰۱/۴/۳ مجلس حاج رضا حیدری
موضوع: مرگ اندیشی افقی تازه

با صلوات بر محمد و آل محمد و عرض ادب و احترام خدمت جناب حجت الاسلام انصاری.
مبحث مرگ اندیشی که در طول شش سال جناب استاد انصاری در جلسات مختلف در خارج از استان یزد و جلساتی در استان یزد از آن سخن گفته اند و مقالاتی نیز در این زمینه، در سایت شخصی ایشان منتشر شده است، و همچنین جناب استاد انصاری در باب مقوله مرگ اندیشی موضوعات متعددی را مطرح کرده‌اند. در ابتدای مباحث و اولین موضوعات خود به کسانی که میگویند: این اندازه از مرده و مرگ حرف نزنید و مجلس نگیرید پاسخ داده‌اند. سپس موضوعی را تحت عنوان پروژه یاد مطرح کرده‌اند و در جلسات مختلف از آن سخن گفته‌اند. پروژه یاد به این معناست که باید به این مقوله فکر کرد که نام یک فرد فراموش نشود و انسانها از مردگان خود غافل نشوند در روایات فرموده اند:«گرفتاری برای آن مرده‌ای است که سنگ قبرش هم کنده می شود و نشانی از او جای نمی ماند» چه بسا جای تاسف برای جامعه بشری که به جایی رسیده است، که حتی مردگان خود را به موسسات خدماتی می دهد تقاضا می‌کند تا مرده را ببرند و خاک کنند و این بدان معناست که انسانیت به فرجامی خطرناک دچار شده است. در پروژه یاد مرگ، مطرح شد که مرگ اندیشی یک مسئله مهم و یاد مرگ بسیار اهمیت دارد.
پروژۀ یاد در مرگ اندیشی و اندیشیدن به مسئله مرگ، افق های تازه باز میکند.‌ هر شخصی دربارۀ مرگ فکر نکند، فضای فکری اش بسته است. آدمی که به مرگ فکر می‌کند، افق های تازه در برابرش باز میشود و نگاه او نسبت به مرگ تغییر میکند.از آخرین مباحثی که جناب استاد انصاری درباره مرگ اندیشی از آن سخن گفته اند اشاره به سوره «ق» در قران کریم کردند پدر مورد تعدادی آیات این سوره پرداختند و افق های تازه در دیدگاه مرگ اندیشی را بیان فرمودند.  که این بحث در مسجد امامزاده جعفر استان یزد برگزار شد. در روایتی امیرالمومنین می فرماید من از  دو چیز برایتان میترسم یکی از هوی و هوس پیروی کنید و دوم طول الامل. معنای ظاهری یعنی دچ درازی آرزو ولی در واقع معنای مهمی برای این عبارت موجود است.  طولانی بودن امل و آرزو باعث میشود تا یاد مرگ فراموش بشوند و حضرت می فرمایند طولانی بودن آرزو و این بدان معناست که حضرت می ترسند آخرت از یادمان برود دنیا کوچک است و آخرت همیشه جاوید و زنده است. یاد مرگ انسان را متوجه آخرت می کند. در پروژه یاد به مرگ اندیشی و یاد مرگ نکاتی درباره آثار و فواید یاد مرگ اشاره شد همچنین مقاله ای درباره مرگ اندیشی و یاد مرگ در سایت نگاه تازه در بخش مقالات، از جناب استاد انصاری موجود است‌ که می‌توان برای اطلاعات بیشتر به آن رجوع کرد.(نیازمند ویرایش)
_____________

پیرامون تاریخ ازدواج حضرت زهرا و علی (ع)

درباره تاریخ ازدواج علی(ع) و فاطمه اختلاف‌نظر وجود دارد:

۱- عقد در اول ذی‌الحجه و ازدواج در ششم ذی‌الحجه سال دوم قمری.[۱] در المصباح کفعمی (متوفای قرن ۹ق) نیز اول ذی‌الحجه به عنوان روز ازدواج علی(ع) با فاطمه ذکر شده است.[۲] در تقویم جمهوری اسلامی ایران هم این روز به‌عنوان روز ازدواج نامگذاری شده است.

۲- اواخر ماه صفر سال دوم قمری[۳]

۳- عقد در ماه رجب و ازدواج پس از برگشت علی(ع) از جنگ بدر[۴]

۴- عقد در ماه رمضان و ازدواج در ماه ذی‌الحجه سال دوم هجری قمری[۵]

۵- ازدواج در ۲۱ محرم سال سوم هجری[۶]

۶- صیغه عقد در اواخر صفر و ازدواج در ذی‌الحجه سال دوم قمری[۷]

۷- عقد و ازدواج در ربیع الاول سال دوم قمری[۸]

نظر
در میان اقوال بالا به قول دوم و سوم که اصلا اعتباری نیست، زیرا قول مورخان سنی است و آنها معمولاً از دقت در ذکر و ثبت احوال و تاریخ اهل بیت علیهم السلام خودداری می‌کرده و با اهل بیت ع بیگانه بوده‌اند لذا قولشان در برابر اقوال شیعه ، برای ما بی اعتبار است.
از میان بقیه اقوال، دو قول اول و چهارم ، صحیح تر به نظر می رسد.
بنابر این به منظور داشتن اجماع و اتفاقی که اسباب تعظیم شعائر فاطمی (س) نیز باشد بهترین راه انتخاب روز ششم دی الحجه است تا در امر عزاداری بر حضرت جواد الأئمه (ع) که جوانترین امام شهید است کوتاهی صورت نگیرد.

منابع:

۱- ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ۱۳۷۹ق، ج۳،ص۳۵۷.
۲- کفعمی، المصباح، ۱۴۰۵ق، ص۵۱۴.
۳- طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۲، ص۴۱۰.
۴- ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۱۸: طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۳۸۷ق، ج۱۱، ص۵۹۸.
۵- اربلی، کشف الغمه، ۱۳۸۱ق، ج۱، ص۳۶۴.
۶- ابن‌طاووس، اقبال الاعمال، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۵۸۴.
۷- مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۹، ص۱۹۲-۱۹۳.
۸- مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۹، ص۱۹۳؛ ویکی شیعه، ازدواج علی(ع) و فاطمه(س)

@ h-ansari.net_

____________

_____________

کانال واتساپ؛
https://chat.whatsapp.com/FgKYbi1lkbDJomrcfXNczW
کانال تلگرام؛
https://telegram.me/menbar_ansari

بایگانی موضوعات گذشته

یک نظر بگذارید