منبرهای آذر ماه ۱۴۰۱

نگارش در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۱ | ارسال شده در بخش منبرها | هیچ نظری

منبرهای آذر ماه ۱۴۰۱

◀️ سخنرانی

مجلس تعظیم شعائر اهل بیت علیهم السلام
مناسبت سالگرد خادم الحسین(ع) حاج سید جلال امامی میبدی

و یادبود فرزندش مرحوم سید محمد امامی

◀️ میبد، بلوار امام خمینی، خ آیت ، مسجد جامع کوچُک

دوشنبه ۳۰ آبان تا پنج شنبه ۳ آذرماه ۱۴۰۱

💠 ساعت ۱۷:۳۰ تا ۱۹:۱۵
پس از اقامه نماز مغرب و عشاء

💠 موضوع:
شرایط الگوپذیری از حضرت زهرا سلام الله علیها

◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼
گزارش محتوای منبرها در سایت نگاه تازه و کانال تلگرام و واتساپ
h-ansari.net

لینک پخش زنده در روبیکا
https://rubika.ir/menbar_ansari

_____________

دنباله منبر مسجد جامع کوچوک در ماه آذر

_____________
۱۴۰۱/۹/۱ میبد، مجلس آقای امامی، حسینیه کوچُک. شب دوم
موضوع: شرایط الگوپذیری از حضرت زهرا سلام الله علیها

با صلوات بر محمد و آل محمد و آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای جناب حجت الاسلام انصاری.
عنوان موضوعی که جناب استاد انصاری برای جلسات پیش از فاطمیه انتخاب کرده‌اند در جهت آمادگی ذهنی مجالس مذهبی برای درک ایام فاطمیه و تعظیم .شعائر فاطمی است . در موضوع «شرایط الگوپذیری از حضرت زهرا سلام الله علیها»، علاوه بر بیاناتی که در جلسه قبل ایراد فرمودند در این جلسه نیز به ادامه بحث پرداختند. در ابتدای بحث  به شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اشاره کرده و خاطرنشان ساختند، که فاطمه(س) سومین شخصیت بزرگ در مجموعه آفرینش است. پیامبر اکرم(ص) و امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا(س) و امام حسن(ع) و امام حسین(ع)، پنج تنی هستند که مورد توجه خداوند بودند و خلقت نوری آنها قبل از همه در عوالم هستی اتفاق افتاده است و عالم وجود از فیض وجودی ایشان بهره برده و تمام عنایات و برکاتی که شامل حال بشر نیز شده است، به واسطه وجود این پنج نور مبارک است. این مطلب یکی از عقاید مهم شیعه و جزء اعتقادات شیعیان است.  حضرت فاطمه زهرا(س) دارای کرامات و فضایل بسیاری است. همانگونه که پیامبر بارها مسلمانان را از شخصیت و جایگاه او آگاه کرده است و احادیث اسلامی در این باره پر شمار است. بخشی از آیات قرآن درباره شخصیت ایشان نازل شده است. مانند سوره هل اتی(انسان)، که سوره ای است و برای عظمت یکی از فضائل وجود ایشان نازل شده است. اگر سوره های دیگری مانند سورۀ کوثر و ضحی، و آیات دیگری مانند آیه نور و آیه تطهیر و آیه اعطاء ، دربارۀ ایشان در قرآن نبود، همان سوره ها اتی برای نشان دادن عظمت و بزرگی جایگاه حضرت صدیقه کبری، کفایت می کرد. ولی در این روزگار، عقاید و اذهان برخی از جامعۀ شیعه را چنان به آفت شبهه ها تخریب کرده اند و می‌کنند که دچار تزلزل درباره حضرت زهرا(س) شده است.
اگر چه در گذشته و حال، بسیار شاهد بوده ایم که رفتارهای مردان و زنان جامعه به دور از الگوی فاطمی بوده است و با اینکه عوامل متعددی در این رویگردانی از الگوی زیبای زندگی حضرت زهرا(س) را می توان سراغ گرفت و بر شمرد، اما از میان همه عوامل، هدف پیکان اولین اعتراض و ایراد در مورد رفتارهای نابهنجار افراد در جوامع، شامل دینداران و روحانیون و فقها می شود، در حالی که چنین نگرشی از بنیان خطا و اشتباه است. زیرا ساختن انسان که از قبیل ریخته‌گری در صنایع نیست بلکه انسان، صاحب قلب و اراده است، و قدرت انتخاب دارد. خواه درست و خواه نادرست. اگر جز این بود، انسان هیچ گاه بیراه نمی رفت، در حالی که حتی در خانۀ پیامبران هم نمی شود انسان ها مثل هم باشند و از یک نوع رفتار و کردار برخوردار باشند. به طور نمونه در خانۀ حضرت محمد(ص) شخصیتی چون حضرت زهرا(س) وجود دارد و هم چنین شخصیتی چون عایشه، ام سلمه هست و حفصه … یا در میان خویشاوندان پیامبر اگر حمزه، سید الشهدای احد هست ، ابولهب نیز هست.
اگر اینگونه فرض کنیم که انسان ها در مواجهه با هدایت ، همانند و در تربیت، شبیه به هم باشند، اساساً در تربیت الهی ، راهی به خطا رفته ایم. اصل مسئله که ما در مورد آن به خطا دچار شده ایم، این است که توقع داریم وقتی الگو نشان دادیم، همه در برابر آن کرنش کرده و مشابه الگو رفتار کنند، در حالیکه این یک باور اشتباه و خطا است. الگوپذیری و الگوبرداری ،شرایطی دارد و برای الگو گرفتن از خوبان شرط‌هایی مهم وجود دارد.
استاد انصاری  اولین شرط این الگوبرداری را با تمسک به آیه ۲۱ در سورۀ  احزاب بیان فرمودند. در این آیه آمده است:«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا» و بر طبق این آیه، فردی میتواند از شخصیت بزرگی چون پیامبر(ص) الگو بگیرد، که پیوسته آرزوی دیدار خدا و امید به روز قیامت را داشته باشد و با این شرط و قبول آن و ایمان به توحید و معاد، می تواند از الگوی بزرگی چون حضرت محمد(ص) بهره مند شود در این آیه از یک فعل استمراری استفاده شده است، برای اینکه پیوستگی و امید داشتن به دیدار خدا و باور به روز قیامت را نشان دهد و این اولین شرط برای پذیرفتن و بهره بردن از الگوی وجودی حضرت محمد مصطفی است. پس اگر بانویی بخواهد از حضرت زهرا(س)  الگو بگیرد باید شرط اول را فراهم کند. زنان ناامید از خدا و مایوس از روز واپسین، نمیتوانند نسبتی با حضرت زهرا داشته باشند و از شخصیت ایشان الگو برداری کنند.

دومین شرط برای الگوپذیری نیز در همین آیه بیان شده است. آنجا که خداوند می فرماید کسی که میخواهد از پیامبر الگو بگیرد باید اهل ذکر کثیر باشد:«وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا». باید به این نکته توجه داشت، شخصی که اهل غفلت نیست، با یاد خدا مانوس است. یکی از مصادیق عالی یاد خدا، نماز است و فردی که نسبت به نماز کاهل باشد نمی‌تواند به این وادی راه پیدا کند. مصداق دیگر ذکر کثیر، تسبیحات حضرت زهرا است. از امام صادق علیه السلام پرسیدند، «مصداق ذکر کثیر که در قرآن به آن امر شده است، چیست؟ و حضرت فرمودند: مصداق ذکر کثیر تسبیحات حضرت زهرا است.».  بی‌دلیل نیست که اهل بیت می فرمایند: ما فرزندان خود را از پنج سالگی به خواندن نماز و از هفت سالگی به ذکر تسبیحات حضرت زهرا مواظبت میکنیم. پس این نکته قابل تأمل است که ذکر تسبیح حضرت زهرا(س)، ذکر کثیر است.
با توجه به شرط دوم در جهت الگوبرداری، شخصی میتواند زهرا(س) را الگوی زندگی خود انتخابا کرده و از آن استفاده کند که بسیار اهل ذکر خدا باشد. اقامه نماز کند و به نمونۀ عالی ذکرکثیر که تسبیحات حضرت زهرا است، عامل باشد. بنابر این، اهل غفلت نمی توانند از حضرت زهرا در الگوی گیری و پذیرش الگو به درستی بهره ببرند و از شخصیت آن بانوی بزرگ ، بهره کامل ببرند، زیرا زهرا حقیقت ذکر و تجسم عالی معناست و کسی که از حقیقت ذکر و درک عالم معنا دور افتاده باشد امکان قرابت و نزدیکی با جلوه های زندگی آن بانوی مقدس را به درستی نخواهد یافت.

_____________

۱۴۰۱/۹/۲ میبد، مجلس آقای امامی، حسینیه کوچُک. شب سوم

موضوع: شرایط الگوپذیری از حضرت زهرا سلام الله علیها. 

با صلوات بر محمد و آل محمد و آرزوی سلامتی و طول عمر برای جناب حجت‌الاسلام‌انصاری. 

در سومین شب از مجلس مرحوم خادم الحسین، جناب آقای امامی، حجت‌الاسلام‌انصاری در ابتدای منبر، پس از نام خدا و یاد یار غایب از نظر، به یکی از مهمترین مناسک و مراسم، برای پاسداشت، گرامیداشت و شوکت اهل بیت(ع) اشاره فرمودند، و آن تعظیم شعائر اهل بیت(ع) علی الخصوص تعظیم شعائر فاطمی است. ایشان با تاکید بر تعظیم این شعائر و ذکر اهمیت آن،  بر این مطلب تاکید کردند، که مردم در برپایی مراسم فاطمی کوتاهی نکنند و خود و دیگران را ملزم بدانند که برای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، کاری انجام بدهند. با یادآوری و اقدام برای برپایی مراسم، حتی یادآوری به اهل خانه و اقدام در داخل خانه ها، به تعظیم شعائر فاطمی اهتمام بورزند. 

در ادامه، استاد به موضوع اصلی جلسه ، «شرایط الگوپذیری از حضرت زهرا(س)» گفتند «الگوپذیری از حضرت زهرا و الگو برداری از شخصیت عظیم الهی و معنوی ایشان فقط مختص زنان در جامعه امروز یا دیروز نیست، بلکه تمام مردان و زنان جامعه در همۀ اعصار و قرون می توانند از شخصیت و روش و سیرۀ حضرت زهرا(س) الگو برداری کنند و این تفکر اشتباهی است، که فقط زنان میتوانند از حضرت زهرا الگوبرداری کنند. در حالیکه مردان نیز می توانند از شخصیت این بانوی بزرگوار، در شجاعت، سخاوت، حلم و بردباری، اهتمام برای امور مسلمانان، ادب، تواضع و بسیاری از خصایص معنوی و الهی ایشان، الگوبرداری کنند. اما الگوبرداری از شخصیتهای اهل بیت(ع)، علی الخصوص از حضرت زهرا(س) شرایطی دارد».

جناب استاد انصاری در جلسات قبل دو شرط از شرایط الگوبرداری را با توجه به آیۀ ۲۱ از سوره احزاب، ذکر فرمودند. شرط اول اینکه اگر کسی میخواهد از الگوی حضرت زهرا تبعیت کند، باید به خدا و روز قیامت امیدوار باشد. شرط دوم، اینکه استفاده کننده و تاثیرپذیرنده از الگوی حضرت زهرا باید کثیرالذکر باشد. باید اهل نماز باشد. زیرا نماز جلوه ای از یاد خداوند است.  زبانش با حمد  و یاد خداوند همراه باشد، یاد خدا یعنی اینکه در شب و روز و در لحظات زندگی خود، به یاد خدا باشد و خدا را در نظر بگیرد و برای تمام امورات خود به خداوند توکل کند. انسانی که، ساعت ها و روزها و شبهایش بگذرد، ولی یاد خدا نکند، نمی تواند از الگوی حضرت زهرا بهره برداری کند. به اندازه ای این شرط مهم است که خداوند در آیه ای فرمود:«فَاذْکُرُوا اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا . پس خدا را آن گونه که پدرانتان را یاد می کنید یا بهتر و بیشتر از آن یاد کنید»(۲۰۰/بقره، ترجمه: انصاریان). خداوند در این آیه به طور صریح از بندگان خواسته است که لااقل، به اندازه ای که از پدر هایتان یاد می کنید، از من یاد کنید. یاد خدا، سراسر خیر و برکت و افاضه است. کسانی که از یاد خدا دور باشند، انسانهای غافلی هستند، که درهای رحمت الهی بر روی آنها بسته می‌شود. اینگونه آدمها راهی به بهره بردن کامل از وجود حضرت فاطمه(س) ندارند.

 و اما سومین شرط که جناب استاد در الگوپذیری و الگوبرداری، بیان کردند، مبتنی بر استنباط از یکی از آیات  سوره مبارکه ممتحنه است. آنجا که می فرماید:«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الْآخِرَهِ کَمَا یَئِسَ الْکُفَّارُ مِنْ أَصْحَابِ الْقُبُورِ. ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با قومی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستی نکنید؛ آنان از آخرت مأیوسند همان‌گونه که کفار مدفون در قبرها مأیوس می‌باشند!»(۱۳/ممتحنه، ترجمه: مکارم شیرازی)

متن آیه نشان میدهد که خداوند بر کسانی که غضب کرده، آنهایی هستند که به روز قیامت امیدوار نیستند و به آن باور ندارند. این ویژگی در شرط اول که از سوره احزاب استفاده می شد نیز آمده بود. با این تفاوت در آنجا مایوس بودن از آخرت در خود مخاطبان مقصود بود و در اینجا(سوره ممتحنه) از دوستی با کسانی که امیدی به آخرت ندارند نهی می کند.  بنابر این برای الگو پذیری از حضرت زهرا(س) این شرط سوم که «ترک دوستی و دلدادگی با ناباوران به آخرت» لازم است. در اینجا غضب خدا بر آنان امر مهمی است اما به خودی خود قابل تشخیص نیست. چون در دنیا، امری ظاهری نیست پس باید غضب و خشم خداوند بر آنها را با نشانه ها بفهمیم. و نشانه غضب خداوند این است؛ «مردمی که خدا بر آنها غضب کرده است، نسبت به آخرت مایوس هستند» . بهره این ترتیب ، شرط سوم خاطر نشان می‌سازد، که اگر کسی بخواهد از الگوی اهل بیت و حضرت زهرا الگوپذیری کند، باید مواظبت کند که با هر کسی دوستی نکند و به او دل ندهد. البته این فرمان به دوستی نکردن به این معنا نیست که ترک خوبی کند. یا با انسانها به تلخی ، زشتی و بدرفتاری… برخورد کند که این خود از تعالیم دینی و الهی ما به دور است. ولی فرد دیندار باید در نظر داشته باشد، که شیفتگی و دوستی با مغضوبینِ درگاه خداوند باعث میشود، از بهره های معنوی، از الگوهای عظیم الهی و اولیای الهی باز بماند. فریفتگی به اندیشه و تفکر خداناباور و منکر قیامت و چهره های شاخص آن در عرصه های اجتماعی و ساحت زندگی، در روزگار ما به شدت رواج دارد و تبدیل به نوعی بیماری اندیشگی و الگویی شده است. آیا کسانی که فریفته افکار ملحدانه و شخصیت های مایوس از آخرت شده اند می توانند فرصت الگوگیری مناسب و ارجمندی از زندگی و افکار و روشهای عالی الهی و انسانی حضرت صدیقۀ کبری فاطمه زهرا، سلام الله علیها ، داشته باشند؟ و آیا گناه دور ماندن آنان از مدل زندگی فاطمه(س) فقط بر عهده مجریان حکومت و مبلغان شریعت است؟! در حالیکه خودهاشان با الگوی فکر و زندگی آن بانوی بزرگ، فاصله های نجومی داشته اند؟

به امید آنکه انسان  بتواند هر چه بیشتر و بهتر در راه تعالی روح و اعتلای معنویت از این الگوهای عظیم معنوی، نهایت فیض و بهره  را ببرد.

_____________

۱۴۰۱/۹/۳ میبد، مجلس آقای امامی، حسینیه کوچُک، شب چهارم. 

موضوع: شرایط الگوپذیری از حضرت زهرا سلام الله علیها.

با صلوات بر محمد و آل محمد و عرض ادب و سپاس فراوان از جناب حجت الاسلام‌انصاری. 

در شب پایانی از مجلس، استاد انصاری پس از یادآوری و بیان سه شرط در شب‌های گذشته، برای شروط الگوپذیری از شخصیت حضرت زهرا سلام الله علیها ،شرط چهارم را نیز بیان فرمودند. سه شرط گفته شده شامل

۱- کسی که میخواهد از الگوی حضرت زهرا تبعیت کند باید امیدوار به خدا و روز قیامت باشد.( برگرفته از آیه ۲۱ احزاب)

۲-استفاده کننده و تاثیرپذیرنده  از الگوی حضرت زهرا، باید اهل ذکر باشد به بیان دیگر کثیرالذکر باشد.( برگرفته از آیه ۲۱ احزاب)

۳- فردی که میخواهد از الگوی حضرت زهرا الگو برداری کند، نباید جزء مردمی باشد، که خداوند بر آنها غضب کرده است و اینها کسانی هستند که به روز قیامت امیدوار نیستند و یاس در قلوب شان لانه کرده است. خداوند می فرماید به این گونه انسان ها دلداده و فریفته نشوید، آنهایی که از آخرت مایوس هستند. اینگونه افراد نمی توانند الگو بگیرند، زیرا تمام خطوط زندگی شان را به شیوۀ غیر الهی برداشته اند.(برگفته از آیه ۱۳ ممتحنه).

قرآن در آیه قبل (آیه ۱۲ از همین سوره ممتحنه) واقعیت دعوت پیامبر(ص) را بسیار زیبا بیان فرموده است که شامل مفاد بیعت پیامبر با زنهای مسلمان است. آنجا که زنها با پیامبر بیعت کردند بر این مبنا که مانند عهد جاهلیت،عامل فساد و تباهی نباشند. «بدین شرط که هیچ کس را با خدا شریک نکنند و دزدى نکنند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و فرزندى را که از آن شوهرشان نیست به دروغ به او نسبت ندهند و در کارهاى نیک نافرمانى تو نکنند، با آنها بیعت کن». بعد از آن خداوند خاطرنشان می سازد، هنگامی که بیعت کردید دیگر فریفته دیگران نشوید چون در عصر پیغمبر، برخی از گمراهان، دوباره هوادار و شیفته رفتارهای دوران جاهلیت می شدند. 

می دانیم که امروز آن جاهلیت به وضع جدیدی در دوران کنونی ظهور و بروز پیدا کرده است. اخلاق و زندگی غربی، پوشش و آرایش و روابط نامشروع، هر روز در حال گسترش است. پس در این زمینه، جامعه شیعه در تربیت فرزندان و خانواده، باید بسیار دقت عمل و دقت نظر داشته باشد. زیرا طبق فرموده قرآن ، همواره کسانی برای گسترش بی دینی های خودشان هزینه می کنند تا مردم را از راه پاکی و ایمان، گمراه کنند و در نتیجه تمام مبانی دینی را به سخره می گیرند.(آیه ۳۱ سوره لقمان) چنین افرادی شرط الگو پذیری را به هیچ وجه ندارند.

۴- شرطهای اول تا سوم از قرآن ذکر شده بود اما شرط چهارمی که جناب استاد بیان کردند، از سنت شیعی و از منبع ارزشمند نهج البلاغه است. آنجا که حضرت امیر در نامه ۴۵ نهج البلاغه بیان فرمودند:«و من کتاب له علیه السلام إلى عثمان بن حنیف الأنصاری و کان عامله على البصره و قد بلغه أنه دعی إلى ولیمه قوم من أهلها فمضى إلیها قوله

أَمَّا بَعْدُ یَا اِبْنَ حُنَیْفٍ فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رَجُلاً مِنْ فِتْیَهِ أَهْلِ اَلْبَصْرَهِ دَعَاکَ إِلَى مَأْدُبَهٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَیْهَا تُسْتَطَابُ لَکَ اَلْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَیْکَ اَلْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّکَ تُجِیبُ إِلَى طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوٌّ فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا اَلْمَقْضَمِ فَمَا اِشْتَبَهَ عَلَیْکَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَیْقَنْتَ بِطِیبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ أَلاَوَ إِنَّ لِکُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً یَقْتَدِی بِهِ وَ یَسْتَضِی‏ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ . نامه‏اى از آن حضرت ( علیه السلام ) به عثمان بن حنیف که عامل او در بصره بود ، وقتى که شنید به مهمانى قومى از مردم بصره دعوت شده و به آنجا رفته است .

اما بعد . اى پسر حنیف به من خبر رسیده که مردى از جوانان بصره تو را به سورى فرا خوانده و تو نیز بدانجا شتافته‏ اى . سفره‏اى رنگین برایت افکنده و کاسه‏ ها پیشت نهاده . هرگز نمى ‏پنداشتم که تو دعوت مردمى را اجابت کنى که بینوایان را از در مى ‏رانند و توانگران را بر سفره مى ‏نشانند . بنگر که در خانه این کسان چه مى‏ خورى ، هر چه را در حلال بودن آن تردید دارى از دهان بیفکن و آنچه را ، که یقین دارى که از راه حلال به دست آمده است ، تناول نماى .

بدان ، که هر کس را امامى است که بدو اقتدا مى ‏کند و از نور دانش او فروغ مى ‏گیرد». جناب استاد انصاری به بند الگوگیری از امام علیه السلام استشهاد کرده و به این فراز از این نامه اشاره فرمودند، که  شرط چهارم،  استضائه با همان روشنی گرفتن از علوم اولیای خداست. نمی توان تصور کرد فردی ادعا داشته باشد که از افکار و اندیشه ها و باورها و بسیاری از رفتارهای خود از اهل بیت(ع) و حضرت زهرا(س) الگو گرفته است، اما استضائه‌ای از انوار آن حضرات نبرده باشد. چه بسیار افرادی که ادعای روشنفکری در دین و یا دین شناسی و بلکه آگاهی می کنند ولی با همراهی با ملحدان خود را از اقتدا به اهل بیت(ع) محروم می کنند. به قول شیخ بهائی ؛ چند خواندی حکمت یونانیان/ رو بخوان تو حکمت ایمانیان. شرط امیرالمومنین در این نامه این است که اگر پیروان و مأمومین، روشنی از امام و پیشوای معصومشان نگیرند، نمی توانند به او اقتدا کنند. آن که پیرو حضرت علی(ع) است باید از نور علی(ع) روشنایی بگیرد. جامعه ای که خطبه های حضرت زهرا(س) را شنید، راه او، گفتار او، فقه او و  بسیاری از انوار الهی او را دید، اما از آن بهره نبرد، از جهت معرفت، انسان هایی تهیدست ، تشنه و گدایانی هستند که تکیه آنان به افکار یکدیگر نیز، مصداق «کوری عصا کش کور دگر شود» میشود. 

سخن پایان و نتیجه گیری از بحث شرایط الگوپذیری از حضرت زهرا سلام الله علیها، این است که پیروی از الگوی پیشوایان الهی، متوقف بر اراده فردی است که الگو طلب می کند. زیرا بر اساس معارف دینی، و قطعیات قرآن، هر فردی، مسئول اعمال و رفتار خویش است و باید بداند که بر طبق آیه:«وَلَا تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ .هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد».(۱۸/فاطر، ترجمه: مکارم شیرازی) با او رفتار و محاسبه خواهد شد. آیات قرآن بیان می‌کند که در قیامت، کس دیگری را به جای او محاسبه نمی کنند. پس باید هر فردی با فراهم کردن شرایط الگوبرداری برای زندگی و دقت نظر کردن در تربیت دینی و معنوی خویش، به روش درست و پسندیده برای اعمال و رفتار خود دست یابد و در استواری پایه‌های ایمان و اعتقادات خود، بر اساس مدل عالی و الگوی پسندیده اهل بیت(ع) به ویژه حضرت فاطمه زهرا(س) تلاش کند.

_____________

◀️ سخنرانی

مجلس تعظیم شعائر اهل بیت علیهم السلام

◀️ میبد، بلوار قاضی میرحسین، محله علی آباد ، منزل جناب سید جواهری

پنج شنبه ۳ آذرماه ۱۴۰۱

💠 ساعت ۱۹ تا ۱۹:۴۵
پس از اقامه نماز مغرب و عشاء

💠 موضوع:
      سه‌گانه ای در تربیت دینی که دولبه و دو کاربردی است.
◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼
گزارش محتوای منبرها در سایت نگاه تازه و کانال تلگرام و واتساپ
h-ansari.net

لینک پخش زنده در روبیکا
https://rubika.ir/menbar_ansari

_____________

۱۴۰۱/۹/۳، میبد، مجلس آقای جواهری. 

موضوع: سه امر مهم و دوگانه در تربیت دینی.

با صلوات بر محمد و آل محمد و آرزوی توفیقات روز افزون برای جناب حجت‌الاسلام‌انصاری. 

در این جلسه جناب استاد به یک موضوع تربیتی و البته بسیار قابل تأمل در حوزه روانشناسی دینی و علوم اجتماعی پرداختند، که امروز جای بحث و زمینۀ کاربرد و تعامل بسیاری در بین افراد جامعه دارد. شاید کمتر در بین نسل‌های امروزی و مجالس دینی و حتی جوامع علمی- پژوهشی در مورد اینگونه موضوعات، به صورت مستقل، سخنی به میان آمده باشد. در روزگار ما، چنان انسانها به انواع بازی‌های زمانه و مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی دچار شده اند که تربیت دینی و نقش و جایگاه آن تا حدودی به فراموشی سپرده شده است. در حالیکه تربیت دینی و پرداختن به آن یکی از ارکان مهم رشد و تعالی در شخصیت انسان هاست که متاسفانه در نسل امروز جامعه ایرانی، کم و بیش، مورد کم مهری و بی توجهی واقع شده است. 

به هر حال، جناب استاد بحث خود را اینگونه آغاز کردند:« قصدم از بیان «سه امر مهم  ولی دوگانه در تربیت» با اشاره به بخشی از امور تربیتی موجود در دین اسلام به ویژه «مذهب تشیع» است. اساس دین بر هدف تربیت استوار است و مذهب برای تربیت انسان ها است، تا آنجا که پیش از آنکه جامعه، سیاست و روابط بشری مدنظر باشد، تربیت آدمها هدف اصلی است. به همین جهت خداوند نام کتابش را می گذارد کتاب هدایت و دین برای هدایت بشر معرفی می کند. به همین گونه، مذهب نیز برای تربیت بشر آمده است. بر این اساس ، دین، منشور هدایت و تربیت است تا به جامعه شکل بدهد و جامعه را با این مقوله ها به سامان برساند. 

سه امر مهمی که اکنون در مقوله امور تربیتی دینی مدنظر است، عبارتند از محبت، معاونت و رضایت. اولین مسئله، مسئله محبت است، عشق است و علاقه مندی وافر. عشق امر مهمی در مسئله تربیت و البته یک امر دوگانه است، یعنی مانند سکه دو رو دارد و یک بحث دولبه است که در امر تربیت تا حد زیادی کار آمد است. عشق و محبت یک امر دوگانه است که می‌تواند هم تعالی بخش باشد و هم تنزل بخش. در این باره پیامبر فرمودند: «مَنْ اَحَبّنا کانَ مَعَنا یَومَ القیامَهِ وَ لَوْ اَنَّ رَجُلاً اَحَبَّ حَجَراَ لَحَشَرَهُ اللهُ مَعَه؛ هر که ما را دوست بدارد روز قیامت با ما خواهد بود. حتی انسان اگر سنگی را دوست بدارد خداوند او را با همان سنگ محشور می کند». این روایت نشان می‌دهد که محبت تعیین کننده، اما دارای کارکرد دوگانه است. اگر عشق در جهت درست، اتفاق بیفتد، می تواند از آن نتایج خوبی نتیجه گرفته شود،. بنابر این مهم است که عشق به چه چیزی یا چه کسی باشد. مثلا عشق به اهل بیت(ع) انسان را به درجه ای عالی از تعالی و رشد می رساند.

خوب خوبی را کند جذب این بدان / طیبات و طیبین بر وی بخوان

در جهان هر چیز چیزی جذب کرد / گرم گرمی را کشید و سرد و سرد

قسم باطل باطلان را می‌کشند / باقیان از باقیان هم سرخوشند

ناریان مر ناریان را جاذب‌اند / نوریان مر نوریان را طالب‌اند(مثنوی)

همچنانکه عشق به چیزهای باطل و منفی چنان در رشد شخصیت فرد تنزل و افول ایجاد می‌کند که می‌تواند انسان را به بدبختی و گمراهی دچار سازد. محبت اگر در جهت صحیح و الهی باشد، فرد را آسمانی می‌کند و در غیر این صورت دوزخی بیش در انتظار او نیست. به همین گونه ، عشق به خداوند انسان را به مقامات بالا می رساند.»

 «دومین مورد در این امور سه گانه عبارت است از معاونت و یاری کردن. معاونت و یاری کردن به تنهایی امری مؤثر و تأثیرگذار است که در قرآن نیز به آن اشاره شده است. در آنجا که می فرماید:«وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ. و یکدیگر را بر انجام کارهای خیر و پرهیزکاری یاری نمایید، و یکدیگر را بر گناه و تجاوز یاری ندهید؛ و از خدا پروا کنید که خدا سخت کیفر است».(۲/مائده، ترجمه: انصاریان ).

بر طبق همین آیه،  یاری رساندن، اگر در جهت منفی و به دشمنان و حتی در گسترش ظلم و ستم و برای تعدی به وجود انسان ها و هتک حرمت آدمی باشد، نه تنها پسندیده نیست بلکه بسیار ناپسند و اثرات بسیار سوئی دارد. یاری رساندن یکی از آن امور دوگانه و دو لبه ای است، که در هر کجا پسندیده نیست، ممکن است این یاری و معاونت در راه ظلم باشد،اما یاری و معاونت در جهت تقوا و نیکی بسیار امری پسندیده است. پس اموری چون معاونت نیز می‌تواند یک امر دولبه و دوگانه باشد همان گونه که  قرآن امر کرده است تا انسانها در تقوا به یکدیگر و نیکی با یکدیگر معاونت و یاری داشته باشند،اما در راه غلط و در  مسیر بی هدف کنار بکشند و یاری نکند. این دو امر  در تربیت دینی بسیار مهم است».

سومین امری که در تربیت دینی، نقش اساسی دارد و جزء امور دوگانه محسوب می شود، رضایت است که به علت تنگی وقت در این مجلس بیان نشد و شرح آن موکول به جلسات بعد شد و ان شاءالله  جناب استاد انصاری در جلساتی دیگر به ادامۀ آن خواهند پرداخت.

_____________
💠 گردهمایی پژوهشهای دینی ۱و ۲

شنبه ۵ آذر ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۴۵ تا ۱۹:۳۰

💠 گروههای پژوهشهای دینی ۱ و ۲

خانه شادروان دکتر قاسمی،
پرسش و پاسخ و پذیرایی پس از سخنرانی

موضوع سخنرانی؛
بازخوانی جایگاه روحانیت شیعه

🍀🍀🍀

🔶 یادآوری؛ جلسه اختصاصی اعضای پژوهش است.

🌐www.h-ansari.net

_____________

یزد، گردهمایی گروه‌های پژوهشی ۱ و ۲، منزل دکتر قاسمی.
موضوع: بازخوانی جایگاه روحانیت شیعه.

با صلوات بر محمد و آل محمد و عرض ادب و احترام و سپاس فراوان از جناب حجت الاسلام انصاری.
در نخستین گردهمایی پاییزی با حضور گروه های پژوهشی ۱ و ۲، جناب استاد انصاری به یکی از موضوعات مهم در حوزۀ تشیع که در این روزها به آن توجه بیشتری باید می‌شد، پرداختند. موضوعی تحت عنوان «بازخوانی جایگاه روحانیت شیعه». ایشان در مقدمه صحبت‌ خود اظهار داشتند: نگاه من به روحانیت در ذیل مسألۀ اهمیت هویت شیعی، جای میگیرد زیرا روحانیت شیعه جایگاهی عظیم در سپهر تاریخ تشیع دارد و بدون داشتن  شناخت مناسب و همه جانبه از آن، در موضع‌گیری‌های اتخاذ شده راجع به تاریخ روحانیت و جایگاه روحانیت شیعه، خطای راهبردی اتفاق خواهد افتاد. همچنان که اکنون با یک بی توجهی تاریخی و کم مهری و بی مهری اجتماعی شدید با نهاد روحانیت در اصلی ترین جامعه شیعی جهان، مواجهیم. برنامه های دراز مدت در حساب سیاست های جهانی در این مواجهه دخالت دارند که در بعضی سطوح، بر پایه دشمنی آشکار با روحانیت شیعه شکل گرفته اند و با شدت و ضعف ولی به صورت پیوسته با آنها روبرو بوده ایم. روحانیت تشیع با این وجود اگر چه همیشه گرفتار مخالفان سرسخت داخلی و بیرونی خود بوده است ولی در تاریخ خود نشان داده است از چنان قدرت تاکتیکی و طراحی راهبردی برخوردار بوده است که از گذرگاههای خطر ساز، معمولا پیروز و سربلند عبور کرده تا به دوران معاصر رسیده است.
مقدمه اول 
اکنون سالهایی است که جامعه شیعه ایرانی با خطراتی که چنین سرمایه عظیمی را تهدید می کند، مواجه است. در این میان، مهم ترین مساله به چگونگی محافظت و رشد این سرمایه بزرگ بر می گردد. در حالیکه آنچه امروزه در بخشی از جامعه ایرانی و در میان گروه هایی از مردم کوچه و بازار، به عنوان پدیدۀ «عمامه پرانی» در جریان است نمودی از سطوح حرکت های سیاسی در جهت محدود سازی و منفور نمایی نهاد روحانیت ، تعبیر می شود. امری که در تاریخ ایران در اواخر دوره قاجار و پهلوی اول و دوم به صورت منحنی خطی از نقطه شدت و اوج رو به نقطه ضعف و فروکاهی تا آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ۵۷ به رهبری روحانیت ، موجود بوده و مسبوق به سابقه است. البته در حال حاضر، واقعیت اجتماعی بدانجا رسیده است، که در فضای مخالفان و منتقدان روحانیت شیعه، گویندگان و نویسندگان در فضای مجازی و رسانه ای، در یک فضای دوگانه‌ای بحث و گفتگو در باره موضوع عمامه پرانی را دنبال می کنند. بعضی این روش را کار خوبی می‌دانند اما معتقدند باید بین آخوند بد و خوب تفاوت گذاشت و بعضی دیگر گفته اند که تفاوت گذاری امری عبث و بیهوده است و عمامه پرانی متعرضانه و خصمانه در کوچه و خیابان، امری پسندیده و توصیه شدنی است. حتی برخی از آنان تا آنجا پیش رفته اند که پیشنهادی ارائه می کنند مبنی بر اینکه چون لباس روحانیت خوب یا آگاه -از نظر آنان البته- اکنون به درد جامعه نمی خورد، مانند سلبریتی‌ها که به اختیار خود و علنی پوشش از سربرداشته اند، اینان نیز عمامه از سر بر دارند و مانند آقای شبستری و قابل و… در سالهای گذشته و بنا به دلایل مختلفی که داشته اند ، اینان نیز امروز خودخواسته، خلع لباس کنند. جرات و صراحت پیشنهاد دهندگان چنین ایده ای نشان از عزم جزم برخی از گروهها و جریانهای فکری برای حذف لباس و اساس روحانیت در جامعه شیعه ایرانی دارد. امری که بی تردید بر جوامع دیگر شیعه در عراق و عربستان و لبنان و افغانستان و آذربایجان و… نیز اثر سلبی یا ایجابی خواهد گذاشت.
مقدمه دوم
گویا برخی هنوز باور ندارند که بسیاری از جامعه روحانیت، در هر شرایطی از  مدافعین لباس و عمامه خواهند ماند و همراه با جمعیت کثیری از دینداران شیعه، برای این لباس به عنوان پوشش عالمان دین، احترام قائل هستند. همچنانکه بعضی هنوز نمی دانند که ارتباط روحانیت با لباسش، فراتر از ارتباط علمی و تاریخی و اجتماعی و حتی ایدئولوژیکی است. ارتباط بسیاری از روحانیون با این لباس، ارتباط معنوی است. متاسفانه برخی مانند آقای امیر ترکاشوند که مجهولات خود را بجای معلومات پر نویسی و منتشر می کنند و همواره در پی دست و پا کردن مستندی برای هر سخن شاد و عامیانه ای بر می آیند که به ذائقه شأن خوش آمده است، این روزها مجهول نویسی تازه ای کرده و نوشته است، عمامه نوعی دستار است که جزیی از لباس عربی است که روحانیت می پوشد و هیچ ریشه دینی ندارد. همان دستاری که معاویه و عمرو عاص و شمر و ابن ملجم هم می پوشیدند!؟ اگر گوینده مطالعات منظمی در تاریخ البسه اسلامی می داشت و با تاریخ تشیع و حدیث آن آشنایی بهتری کسب می کرد، می دانست که اگر عمامه، دستار عمومی همه مردم می بود پیامبر نمی فرمود: «عمامه ها، تاج های ملائکه هستند».
همچنین روایاتی از سیره امیرالمومنین علیه السلام و… حتی امام حسین علیه السلام در صحنه کربلا را به یاد بیاورند که در مورد به سر گذاشتن عمامه یا بستن آن حتی بر کلاهخود اصحاب بوده است و نیز روایاتی که در زمینه پوشیدن آن وجود دارد، در می یافتند که روحانیت در پوشش و لباس نیز متکی به متن و سیره مستمر اصحاب خود می باشد. گذشته از آنکه ارتباط روحی و معنوی روحانیت شیعه با لباس رسمی به ویژه عمامه، مسأله ای فراتر از سقف استدلال هاست. داستان علامه طباطبایی در باره زمان عمامه گذاری ایشان برای بیان حقیقت نزد اهل بصیرت کافی است. که البته مجال نوشتن آن در اینجا نیست.
این اندازه از بیان دو مقدمه برای ضرورت طرح موضوع  بازخوانی جایگاه روحانیت شیعه کافی است تا پویندگان مسائل اجتماعی و تاریخی و مطالعه گران سنت و نهادهای دینی را به تأمل و تفکر بیشتری وادار کند هر چند ما را با این بحث های روزهایی و با طرح سست و سیاسی عامیانه ، کاری نیست.
ماهیت و تاریخ سیاسی روحانیت
در این بحث، به تاریخ اسلام و تشیع باید مراجعه کرد، سپس در نهایت مطالعات با استفاده از تاریخ معاصر شیعه، وضعیت کلی نهاد روحانیت را به درستی مطالعه نمود.
نیاز چندانی به تذکر این نکته نیست که روحانیت شیعه تاریخی بلند دارد. روحانیت شیعه ، علی الخصوص از قرن دوم هجری به بعد، در عصر حضور ائمه(ع) شناخته شده و مورد مراجعه شیعیان و غیر آنان بوده اند و به آنها  به عنوان فقیهان یا محدثان اهل دین و به صورت متعین تر ، به عنوان عالمان دینی نگاه می شده است. همچنان که هنوز هم به افراد این نهاد، عالمی دینی گفته می شود و کاربرد فراوان دارد. در قرن دوم اهل بیت(ع) به پیروان خود دستور مراجعه به عالمان دینیی می دادند که واجد علوم آنان بوده اند. تعبیر ائمه درباره علمای شیعه ای که دارای مقامات علمی و تقوایی مناسب بوده اند ،  چنین بود که آنان را ثقه یعنی مورد اعتماد خود می خواندند. این نامگذاری در قرن سوم به صورت «ثقه الاسلام» در بارۀ شخصیت های طراز اول شیعه، همچون ثقه الاسلام کلینی (ره) استعمال می شد. شیوه اهل بیت(ع) در تأسیس و تقویت این نهاد لمی دینی فوق العاده تأثیر گذار و بسیار ستودنی است. سفارش ها و توصیه های مکرر و مؤکد ائمه(ع) که از اواخر قرن دوم شدت گرفته بود در قرن سوم، سبب قدرتمندی و ثبات این نهاد ارزشمند در برابر قدرت سیاسی حکومت های وقت و علمای وابسته به آنان شده بود. از اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم که پایان حضور ائمه در بین مردم است و نزدیک به عصر غیبت می شویم، ائمه معیارها و  چارچوب هایی را بیان کردند که این نهاد دینی را بسیار قدرت بخشیده و توجه مردم را به این نهاد دینی به عنوان رابطان میان دریافت دینی و ائمه و پیشوایان معصوم، معطوف کردند و  احادیث و روایات بسیاری در مورد ارتباط با عالمان دین در این دوره ثبت و نشر گردید. برای نمونه؛ در حدیثی معیار و بلند، امام حسن عسکری(ع) دراین باره فرموده بود: «… وَاَمّا مَنْ کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صَائِنا لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مُخالِفاً لِهَواهُ مُطیعاً لِاَمرِ مَولاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ یُقَلِّدُوهُ…»؛ «هر یک از فقها که بر نفس خود مسلّط باشند و دین خود را حفظ کنند و با هوای نفس خود مخالفت ورزد و امر خدا را اطاعت کند، بر همگان واجب است که از او پیروی نمایند»(وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۳۱، ح۳۳۴۰۱). بیان حدیث ،به دلیل لام انتفاع در «فللعوام» نشان می دهد که از دیدگاه ائمه(ع) به سود و حق عمومی جامعه شیعه است که از چنین عالمانی تقلید کنند. اما متاسفانه بعد از دوازده قرن، برداشت ذهنی مردم جامعه را به جایی سوق داده اند و به سطحی رسانده اند که چنین تقلیدی را که بر پایه آگاهی است و  مربوط به پیوند افراد جامعه با یک نهاد قدرتمند علمی دینی است، به مثابۀ یک تقلید کورکورانه نمایش داده اند که سبب گریز از چنین نهاد ارزشمندی شده است. در حالیکه این نهاد تعهدگزاردینی بیش از چهارده  قرن است که استوار ایستاده است.
نگاه دقیق تاریخی نشانگر آن است که در بسیاری از حکومت ها نهاد روحانیت حضور داشته است، مانند حکومت آل بویه که فقط ۲۰ سال، صدراعظم این حکومت، یکی از عالمان بزرگ شیعۀ آن عصر، صاحب بن عباد است. همزمان شیخ صدوق بهترین همکاری را با دستگاه حکومت دارد. دیگر بزرگان شیعه مانند شیخ مفید و سید مرتضی، نیز با آل بویه همکاری نزدیک و روابط سیاسی آشکاری را اعمال می کنند که در عصر غیبت گوی حکومت را از دست دشمنان ربوده‌اند. سید بن طاووس با حکومت ایلخانان روابط سیاسی و دیپلماتیک شیعی دارد. کمی پسینتر، به  خواجه نصیرالدین طوسی میرسیم که گویا همه قدرت مغول ها در سرزمین های اسلامی را قبضه خودش کرده است در حالیکه او نیز جزئی از روحانیت شیعه است.
کسانی چون علامه حلی و دیگران… از علمای شیعه در آن دوران هستند که با همه دولت ها ، حتی دولت غیرشیعی، تماس ، فعالیت و تحرکات سیاسی داشتند که در برخی از آن تحرکات دشمنان را نیز در بازی سیاست مات کرده اند.
از دوره صفویه به بعد دلیل حضور چشمگیر عالمان شیعه در عرصه سیاسی و حضور آنان در بالای هرم سیاسی قدرت در ایران، به یادآوری جایگاه امثال شیخ بهایی ، میرداماد ، علامه مجلسی و محقق کرکی و…نیاز چندانی نیست. کدام تاریخ خواندۀ بی غرضی است که جایگاه سیاسی عالمان شیعه در این دوره از تاریخ ایران را نداند؟ به همانگونه که حضور سیاسی عالمان دینی تا عصر قاجار ادامه داشته است.
شهید مطهری کتابی تحت عنوان «نهضت های اسلامی در صدسال اخیر» دارد. ایشان در این کتاب وقتی درباره تاریخ معاصر ایران می نویسد، همه چیز با سید جمال الدین اسد آبادی  شروع می شود. سپس از انقلاب مشروطیت، بزرگترین و اولین انقلابی که به سبک انقلاب فرانسه در شرق اتفاق افتاد یاد می شود که رهبران اصلی و تئوریسین ها و فعالان مهم آن از چهره‌های سرشناس روحانیت، تشکیل می شد، امثال آخوند خراسانی و میرزایی نایینی. پیش از انقلاب مشروطه، نهضت تنباکو نیز وامدار فتوای روحانیت شیعه بود و آن نیز توسط همان نهاد برپا شد. می شود ادعا کرد در صد سال اخیر هیچ نهضت سیاسی قدرتمندی در ایران و بلکه عراق نمی شود یافت که همه یا بخش بزرگی از آن بر دوش روحانیت شیعه نبوده باشد. حتی در عصر قاجاریه، در جنگ با روس‌ تزاری نیز فتوا و حضور مجتهدین و روحانیون آشکار بوده است اگر چه از نظر خرده گیران، نقدهای ناروایی نیز بر آن حضور و فعالیت، وارد شده است.
از زاویه دیگری نیز به حضور سیاسی مداوم روحانیت در تاریخ ایران می توان نگریست و آن آمار شهدای روحانیت شیعه است که در این زمینه،  ارزش استنادی قابل ملاحظه ای دارد.  اولین کتابی که علامه امینی بر مبنای هوشیاری و آگاهی در زمینه هویت شیعی نگاشت ، کتابی تحت عنوان «شهداء الفضیله» بود. این کتاب که به فارسی نیز ترجمه شده است، منبعی معتبر پیرامون شماری از شخصیت ها و بزرگان از روحانیون شیعه است که در مقام دفاع از حقوق مردم و مظلومیت و محرومیت آنان و نیز آرمانهای دینی و ارزش های اسلامی در برابر قدرت های مستبد تاریخ ایستادگی و مبارزه کرده و به فیض شهادت در راه خدا دست یافته اند. نهاد روحانیت که با  ائمه(ع)  تا به اینجا رسیده، چه رنج های زیادی برای برپایی حاکمیت اسلامی و تسلط اسلام بر دوش کشیده است. در دوره معاصر، روحانیت در حوزه سیاست نیز تلاش های بسیاری را انجام دادند همانطور که در دوره قاجاریه، مبارزه با روسیه، قبل از آن مبارزه با عثمانی چه بسیار مبارزه های طولانی کردند. اولین مرتبه ای  که کشور ایران به حاکمیت بر جغرافیای سیاسی و یکپارچۀ خودش رسید، به برکت و کمک همین روحانیت بوده است. تمام این حرکت ها ، همگی در حوزه سیاسی صورت گرفته است. بنابر این سخن گفتن از عدم ورود روحانیت شیعه در سیاست ، با ماهیت این نهاد دیرپای شبی ناسازگاری دارد و ناممکن است. محمدرضا کلانتری در کتابی که اخیرا به زبان انگلیسی چاپ کرده است و حاوی پژوهشهای وی در مقطع پایان نامه دکتری اوست، معتقد است که «دسته‌بندی روحانیون به «فعالان سیاسی» و «کناره‌گیرندگان از سیاست»، ساده‌انگارانه و ناشی از عدم فهم عمیق و مواجهه نزدیک با شبکه روحانیون و مجتهدین است. کلانتری از خلال مصاحبه با بیش از ۶۰ تن از روحانیون و سیاستمداران کلیدی و اثرگذار در ایران، عراق و لبنان تلاش کرده است تصویری دقیق‌تر و جزئی‌تر از نقش مجتهدان و شبکه روحانیون در تحولات سیاسی-اجتماعی این سه کشور ارائه دهد. به اعتقاد کلانتری، تفاوت نوع مداخله یا عدم مداخله مجتهدان در مسائل سیاسی جامعه خود، متأثر از دیدگاه‌های دینی و اعتقادی ایشان نیست بلکه تابعی از چارچوب فرصت‌ها و امکانات سیاسی‌ای است که هر مجتهد در هر زمینه و زمانه با آن مواجه شده است.» (اینجا)
تاریخ سیاست در جهان اسلام، با نهادی روبروست که در خونبار ترین شرایط ، ساختار اجتماعی اش را به خوبی محافظت نموده و میدان کنشگری سیاسی را برای خود همواره فعال نگه داشته است. آیا نهاد روحانیت که  انگلستان و وهابیت در یک قرن و نیم گذشته، با همه تلاشی که بکار گرفته اند، خوشبختانه نتوانستند ریشه‌های آن را قطع کنند و شاخه های سبز آن را بخشکانند، حالا چگونه است که عده‌ای مدعی تشیع ، کورکورانه و با بکارگیری روشهای متعددی از خشونت ، تهدید و جنگ روانی و با تهییج مردم و سوء استفاده از ناآگاهی سیاسی آنان، به خیال برچیدن این نهاد دیرپای مستحکم هستند؟ بخشی از این رفتارها ناشی از این نقیصه است که جامعه شیعه ایرانی، از اصول مبانی مذهب و نهاد اصیل روحانیت، دور افتاده است و نسبت به جایگاه آن دچار فقدان حافظه و آگاهی تاریخی گشته است. همچنانکه بخش عمده ای از این نوع افکار ستیزه گرانه به سبب تخریب اذهان رخ می دهد.
ابتدا با سوء استفاده از نقطه ضعف های موجود، و خلأ رسانه های مذهبی قوی، و عملکرد مخرب جمعی ، افکار نسل های جوانتر را با انواعی از مغالطه و مجادله و فریب ها گمراه می‌کنند و بعد از آن که نگاه به جامعۀ روحانیت، یک نگاه غیرفنی و غیر اصولی شد، با تحریک احساسات مردم، زمزمه هایی برای تضعیف جایگاه یا حذف آن آغاز کنند بلکه بتوانند کاری را که وهابیت انگلیسی و پهلوی آمریکایی از عهده انجامش بر نیامدند اینبار به دست طیفی از دین گریزان و سنت ستیزان به پایان برسانند. با آنکه اسطورۀ تاریخی ، حاصل از جایگاه الهی آن ، وقوع چنان سرنوشتی را ناممکن  می سازد.
سپس جناب استاد انصاری ادامه بحث در مورد تاریخ شیعه و جایگاه و اهمیت حضور روحانیت شیعه را به جلسات بعد موکول کردند و به پرسش های حاضران پاسخ گفتند.

_____________

◀️ سخنرانی

مناسبت درگذشت مرحوم حاج جواد تقوی

◀️ یزد، خیابان امام خمینی(ره) مسجد برخوردار

دوشنبه ۷ آذرماه ۱۴۰۱

💠 ساعت ۸:۳۰ تا ۹ صبح

💠 موضوع:
زینب ، تکرار و تکثیر الگوی فاطمی(سلام الله علیهما)

◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼
گزارش محتوای منبرها در سایت نگاه تازه و کانال تلگرام و واتساپ
h-ansari.net

لینک پخش زنده در روبیکا
https://rubika.ir/menbar_ansari

_____________

فرارسیدن ایام فاطمیه اول و تجدید حزن اهل بیت علیهم السلام را تسلیت می گوییم

_____________

💠 دومین گردهمایی پژوهشهای دینی ۱و ۲
با یادی از مداح اهل بیت(ع) سید صادق شیخ الاسلامی

دوشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۱
ساعت ۱۸ تا ۱۹

💠 گروههای پژوهشهای دینی ۱ و ۲

خانه شادروان دکتر قاسمی،
پرسش و پاسخ و پذیرایی پس از سخنرانی

موضوع سخنرانی؛
بازخوانی جایگاه روحانیت شیعه (بخش دوم)

🍀🍀🍀

🔶 یادآوری؛ جلسه اختصاصی اعضای پژوهش و مدعوین محترم است.

🌐www.h-ansari.net

_____________

◀️ سخنرانی

مجلس تعظیم شعایر فاطمی سلام الله علیها

◀️ یزد، خیابان شهید رجایی، کوچه شهید اهل السادات، پلاک ۳۰، خانه دکتر قاسمی

پنجشنبه ۱۷ آذرماه ۱۴۰۱

💠 ساعت ۸ تا ۹:۳۰ صبح

💠 موضوع:
الگوبرداری از حضرت زهرا سلام الله علیها (فدایی امامت بودن)

◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼
گزارش محتوای منبرها در سایت نگاه تازه و کانال تلگرام و واتساپ
h-ansari.net

لینک پخش زنده در روبیکا
https://rubika.ir/menbar_ansari

_____________

IMG_20221212_160336_644

◀️ سخنرانی

مجلس تعظیم شعایر فاطمی سلام الله علیها
یادبود مرحوم حاج رضا حیدری

◀️ میبد، میدان شهید صدوقی(ره)، میدان آیت الله بارجینی، مسجد امام حسین(ع) بارجین

از سه‌شنبه ۲۲ تا پنج‌شنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۱

💠 ساعت ۱۸:۳۰ تا ۱۹:۱۰

💠 موضوع:
شرایط الگوپذیری از حضرت فاطمه سلام الله علیهم (شرط چهارم)

◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼
گزارش محتوای منبرها در سایت نگاه تازه و کانال تلگرام و واتساپ
h-ansari.net

لینک پخش زنده در روبیکا
https://rubika.ir/menbar_ansari
_____________

◀️ سخنرانی

مجلس تعظیم شعایر فاطمی سلام الله علیها

◀️ یزد، جناب نیک محضر. (جلسه اختصاصی)

از سه شنبه ۲۲ پنجشنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۱

💠 ساعت ۱۶ تا ۱۶:۴۵

💠 موضوع:
صفات برتر حضرت زهرا سلام الله علیها (همسانی همسری، کفویت)

یادآوری: این جلسه پخش زنده ندارد
◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼◼
گزارش محتوای منبرها در سایت نگاه تازه و کانال تلگرام و واتساپ
h-ansari.net

لینک پخش زنده در روبیکا
https://rubika.ir/menbar_ansari

_____________

روضه خوانی به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)
از یکشنبه ۱۴۰۱/۹/۲۷به مدت ۵شب بعدازنمازمغرب وعشا
باسخنرانی

_استاد حجت السلام حاج شیخ حسین انصاری

آدرس : میبد،فیروزآباد،خیابان سلمان فارسی،کوچه مسجدابوالفضلی، منزل محموددهقانی(شعبان

موضوع:

تعظیم شعائر فاطمی سلام الله علیها (دنباله بحث)

_____________

◀️ سخنرانی

مجلس تعظیم شعایر فاطمی سلام الله علیها
با یادکرد سالگرد حاج سید حسن علمچی و بانو فاطمه سادات امامی

◀️ میبد، میدان مهدیه، ساختمان مهدیه میبد

از سه شنبه ۲۹ آذر تا پنجشنبه اول دیماه ۱۴۰۱

💠 ساعت ۱۸:۳۰ تا ۱۹:۱۵

💠 موضوع:
ایستادگی و مقاومت حضرت فاطمه(س) در برابر عرفی کردن حاکمیت اسلامی پیامبر(ص)

 

_____________

کانال واتساپ؛

https://chat.whatsapp.com/FgKYbi1lkbDJomrcfXNczW

یک نظر بگذارید