ساعت را خطی ببینید نه دایره!

نگارش در تاریخ ۱۳ تیر ۱۳۹۳ | ارسال شده در بخش گاه نوشت ها | ۸ نظر

بسیار سخن درستی است! بارها به این نکته اندیشیده بودم که چه چیز هایی در زندگی ما هست که ما را به تکرار و روزمره گی دچار می کند. فکرها و نمادها و عادت هایی که به دست خودمان ساخته ایم و ما را از گذر عمر غافل می کند. پیش تر ها در نوشته ای با عنوان فرصت بر باد رفته در این باره تاملی کوتاه را با مخاطبان در میان گذارده بودم اما هنوز راهی دراز را باید پیمود.

این پدیده های آسیب زا را باید شناسایی کرد و برای آنها راه حلی باید ارائه داد. برای نمونه در سخنی از پیشوایان ما آمده است که وقتی برای نماز از خانه بیرون شدی در بازگشت  به خانه از غیر راهی که رفته ای بازگرد! این کار به ظاهر کوچک ایده ی نوی به آدمی می دهد و ذهن را از تکرار بسیار نزدیک و ملال آور یک رفت و برگشت می تواند برهاند. در نوشته ی زیر که نمیدانم از کیست و کدام ذهن خوب و باریک بین آن را دریافته به یکی از این نمادهای پر آسیب یعنی ایده ی گرد بودن صفحه ی ساعت پرداخته است .

ایدۀ آونگ و پاندول هم این طور است. می رود و می آید. آیا فرصت های عمر برگشتنی می تواند باشد! اما با ایده ی جایگزین آن موافق نیستم بلکه ایده ی ساخت ساعت های خطی را به جای ساعت های شنی توصیه میکنم. مثل دستگاه مانیتورینگ یا پایش بیمار در آی سی یو  و سی سی یو که نمایش خطی آن برای همه گویای یک خط و انتظار یک پایان را دارد. حسی از جنس شعور و درک نه توهم و فراموشی. با توضیحاتی که نوشتم پس این نوشته را حتمن بخوانید!

**زمان خط است نه دایره**

چه ایده بدی بوده گرد ساختن ساعت. احساس میکنی همیشه فرصت تکرار است: قرار بوده ۸ صبح بیدار شوی و میبینی شده ۸ و ربع، میگویی: اشکال ندارد تا ۹ میخوابم بعد بیدار میشوم! قرار بوده امشب ساعت ۹ یک ساعتی را صرف مطالعه کتاب کنی، می بینی کتاب نخوانده ۱۰ شده. میگویی: اشکال ندارد. فردا شب ساعت ۹ میخوانم.

ساعت دروغ میگوید. دروغ. زمان بر گرد یک دایره نمی چرخد! زمان بر روی خطی مستقیم میدود و هیچگاه، هیچگاه، هیچگاه باز نمیگردد. ایده ساختن ساعت به شکل دایره، ایده جادوگری فریبکار بوده است ساعت خوب، ساعت شنی است! هر لحظه به تو یادآوری میکند که دانه ای که افتاد دیگر باز نمیگردد. ا

گر روزی خانه بزرگی داشتم، به جای همه دکورها و مجسمه ها و ستونها، ساعت شنی بزرگی برای آن خواهم ساخت و میگویم در آن آنقدر شن بریزند که تخلیه اش به اندازه متوسط عمر یک انسان طول بکشد. تا هر لحظه که روبرویش می ایستم به یاد بیاورم که زمان «خط» است نه «دایره».

۸ نظر برای این مطلب

  1. سلام استاد! لحظه هایتان همیشه پر نور و روحانی…از مطلب بسیار زیبا و پر تاملتان، سپاسگزارم…جالب مثل همیشه…زمانتان همیشه شاد و آرام، هر چند در امتداد یک خط!!!

  2. سلام
    دیدگاه بسیار جالبی بود.

  3. ساعت دروغ می گوید این را می دانم ، خودمون به خودمون دروغ نگوییم شرط پیشرفت است !!

  4. سلام
    ابرای شما به عنوان انسانی فرهیخته، ادب حکم می کرد می نوشتید که این نوشته از آقای مهندس شعبانعلی است.
    هر چند ایشان در قانون کپی رایتشان آنطور گفته باشند.
    با احترام

  5. جناب کیمیا با سلام و سپاس
    به نظر میرسد که متن نوشته بالا را با دقت نخوانده اید اگر دوباره به متن مراجعه کنید پاسخ خود را خواهید یافت.
    به این قسمت ها دوباره مرور کنید:
    “ساعت را خطی ببینید نه دایره!
    بسیار سخن درستی است! بارها به این نکته اندیشیده بودم… در نوشته ی زیر که نمیدانم از کیست و کدام ذهن خوب و باریک بین آن را دریافته به یکی از این نمادهای پر آسیب یعنی ایده ی گرد بودن صفحه ی ساعت پرداخته است…اما با ایده ی جایگزین آن موافق نیستم بلکه ایده ی ساخت ساعت های خطی را به جای ساعت های شنی توصیه میکنم. مثل دستگاه مانیتورینگ یا پایش بیمار در آی سی یو و سی سی یو….با توضیحاتی که نوشتم پس این نوشته را حتمن بخوانید!”
    هم چنان که می بینید من یادآوری کرده ام که نویسنده ی این متن را نمی شناسم و با این وصف از او غایبانه تجلیل کرده ام و امانت در نقل را رعایت نموده ام.

  6. جناب کیمیای عزیز
    ایشان رعایت امانت در نقل را نموده اند.با توجه به اینکه خود بنده به سختی نویسنده این متن ساعت را پیدا کردم.نام آقای شعبانی هرگز پی نوشت این متن نبوده است.جالب آنکه به نام مرحوم مشیری یا شاملو نشر داده شده است.

  7. این نوشته معروف احمد شاملوست ، به کسی نسبت ندهید
    ﺍﺣﻤﺪ ﺷﺎﻣﻠﻮ
    ﭼﻪ ﺍﻳﺪﻩ ﺑﺪﻱ ﺑﻮﺩﻩ،ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺍﻱ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ . ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﮑﻨﻲ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻓﺮﺻﺖ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻫﺴﺖ :
    ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ۸ ﺻﺒﺢ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﺷﻮﻱ ﻭ ﻣﻴﺒﻴﻨﻲ ﺷﺪﻩ ۸ ﻭ ﺭﺑﻊ٫ ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ : ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﺗﺎ ۹ ﻣﻴﺨﻮﺍﺑﻢ ﺑﻌﺪ ﺑﻴﺪﺍﺭ
    ﻣﻴﺸﻮﻡ !
    ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻣﺸﺐ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﻳﮏ ﺳﺎﻋﺘﻲ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﻲ، ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻲ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ۱۰
    ﺷﺪﻩ . ﻣﻴﮕﻮﻳﻲ : ﺍﺷﮑﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﺩ . ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺐ ﺳﺎﻋﺖ ۹ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﻢ .
    ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ . ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻭﺭ ﻳﮏ ﺩﺍﻳﺮﻩ ﻧﻤﻲ ﭼﺮﺧﺪ ! ﺯﻣﺎﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺧﻄﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻣﻲ ﺩﻭﺩ . ﻭ
    ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ، ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ، ﻫﻴﭽﮕﺎﻩ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻴﮕﺮﺩﺩ .
    ﺍﻳﺪﻩ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻪ ﺷﮑﻞ ﺩﺍﻳﺮﻩ، ﺍﻳﺪﻩ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﻱ ﻓﺮﻳﺒﮑﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ! ﺳﺎﻋﺖ ﺧﻮﺏ، ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ
    ﺍﺳﺖ! ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ ﻣﻴﮑﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﺍﻱ ﮐﻪ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﺩﺩ . ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﻱ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺰﺭﮔﻲ
    ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻫﻤﻪ ﺩﮐﻮﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺳﺘﻮﻧﻬﺎ، ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﻢ
    ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﻣﻴﮕﻮﻳﻢ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﺷﻨﻲ،ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﻦ ﺑﺮﻳﺰﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺨﻠﻴﻪ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﻋﻤﺮ ﻳﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ
    ﻃﻮﻝ ﺑﮑﺸﺪ . ﺗﺎ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﺑﺮﻭﻳﺶ ﻣﻲ ﺍﻳﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺑﻴﺎﻭﺭﻡ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻥ « ﺧﻂ» ﺍﺳﺖ ﻧﻪ « ﺩﺍﻳﺮﻩ»
    ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﻲ ﮔﺮﺩﺩ .

  8. جناب مهدی عزیز
    با تشکر از یادآوری مجدد شما، من نیز در پاسخ های گذشته به بعضی از دوستان یادآور شده ام که این نوشته به شاملو هم منتسب است.

یک نظر بگذارید